مثنوی تهذیب الاخلاق صراف تبریزی در تاریخ مشروطیت

مثنوی تهذیب الاخلاق صراف تبریزی در تاریخ مشروطیت

 

مقدمه

ادبیات مرثیه آذربایجان بی‌تردید از مهمترین اجزای ادبیات مکتوب ایران اسلامی می‌باشد. اوج شکوفایی ادبیات ترکی آذربایجان قرن سیزدهم و چهاردهم هجری قمری است. قسمت اعظم این ادبیات ایرانی را مرثیه‌های سوزناک شاعران شیعه تشکیل می‌دهد یکی از سرآمدان مرثیه آذری حاج رضا صراف تبریزی است که هم در زبان- مادری- آذری و هم در زبان- پدری- ملی فارسی دستی توانا داشت. نگارنده در پژوهش‌هایی که در حوزه آذربایجان‌شناسی و ادبیات مرثیه آذربایجان داشت به نسخه‌ای از مثنوی «تذهیب‌الاخلاق و قضیه‌النادره فی‌الافاق» سروده صراف تبریزی مرثیه‌سرای نامی آذربایجان دست یافت در همین رابطه این مقاله در دو قسمت تهیه شده است: نخست شرح‌حال صراف تبریزی و سپس ضمن معرفی این اثر نویافته سیر در آن خواهیم داشت:

حاج رضا صراف تبریزی مرثیه‌سرای نامی آذربایجان

حاج رضا صراف فرزند ارشد حاج محمّد تبریزی به سال 1271 هجری قمری در تبریز به دنیا آمد. هنوز به سن بلوغ نرسیده پدر از دست داد. با درگذشت پدر سرپرستی خانواده را بر عهده گرفت. از همان ایام نوجوانی به تحصیل مشغول شد [1] و شغل پدر که صرافی بود را برگزید. [2] تلاش معاش، وی را از تحصیل علم و ادب باز نداشت. با توجه به قریحه ذاتی که داشت از آغاز سنین جوانی به انجمن ادبی «صبا» می‌رفت و در اندک زمانی یکی از اعضای برجسته این انجمن شد. ریاست «انجمن ادبی صبا» با میرزا علی لنکرانی [3] واعظ روشن‌ضمیر و روشن‌روان بود که حرف‌های نو و بیدارکننده می‌زد. [4] اغلب جلسات آن هم در منزل حاج رضا صراف تشکیل می‌شد.

استاد سخن صراف که عاشق حضرت امام حسین (ع) بود در سرودن غزل ترکی آذربایجان گوی سبقت از متقدمان و معاصرات خود ربود. برخی او را با نظامی گنجوی و برخی هم با سعدی مقایسه کرده و او را سعدی ترک‌زبانان آذربایجان لقب داده‌اند. اشعار او از حیث لطافت و ظرافت با سروده‌های ملامحمد فضولی شاعر شیعی قرن دهم هجری برابری می‌کند، حتی گاهی از غزلیات او هم ملیح‌تر است. [5] و یا مؤلفان کتاب «آذربایجان غزل لری» او را از پیروان مکتب شعر فضولی قلمداد کرده‌اند. [6] مرحوم استاد محمدحسین شهریار او را از نوابغ ادبی آذربایجان و ایران می‌داند. [7]
استاد شهریار در اشعار ترکی آذری خود به شدت متأثر از استاد سخن صراف تبریزی است. وی [8] در مرثیه‌سرایی حضرت ابی‌عبدالله (ع) از جمله سرآمدان شاعران عاشورایی آذربایجان است که شهرت عشق و دلدادگی مواج اشعارش سرتاسر آذربایجان و قفقاز را درنوردیده است. او در مرثیه‌سرایی از جمله شعار صاحب سبک قلمداد می‌گردد. از ویژگی‌های قابل توجه ادبیات ترکی آذربایجانی رنگ و وجهه مذهبی و اسلامی این ادبیات است. برخی مغرضان و گاهی ناآشنایان به ادبیات آذربایجان در تلاش هستند برای ادبیات آذربایجان شناسنامه غیرایرانی و غیرشیعی بر پایه نژاد موهوم و هویت جعلی «آزها» و «اوزها» بسازند غافل از اینکه شعر و ادبیات ترکی آذربایجانی با مذهب شیعه و ارادت به اهل بیت پیامبر (ص) در رگ و پوست مردمان مسلمان این خطه نضبح گرفته است. تقریباً تمامی شعرای آذربایجانی گذشته از آنکه در زبان فارسی- زبان فرهنگی همگانی ایرانیان- شعر دارند، در مرثیه‌سرایی و نوحه‌سرایی هم طبع خود را آزموده‌اند. این رویه حتی در دوره استیلای کمونیسم بر جمهوری آذربایجان قابل مشاهده است. از جمله می‌توان به علی آقا واحد (1965م وفات- 1895م ولادت) غزلسرای معروف اشاره کرد که اشعاری در مرثیه دارد. [9] این ویژگی خود به تنهایی مؤید عشق و ارادت مردم غیور آذربایجان به اهل بیت عصمت و طهارت است.

صراف هم از جمله ادیبانی است که دلدادگی و حدیث عاشقی را بر زبان جاری کرده است. برخی سوگ سروده‌های او در مرثیه امام حسین (ع) حتی بدون آنکه کسی سراینده آن را بازشناسد، پس از حدود یک قرن ورد زبان‌هاست، از جمله نوحه زیر است که به طور مثال در هر شب شام غریبان در تهران توسط مداح اهل بیت داود علیزاده خوانده می‌شود:

ای نـور عینیــم منـــزل مبــارک

بی‌کس حسینیـم منـــزل مبــارک

......

لازم دو یاتسون بلبل گــل اوستـه

تا سایــه سالســون بلبــل وستـه

دور سینمه گل یاتما کـول اوستـه

ای نـــور عینیـم منـزل مبارک... [10]

 

یا نوحه شب عاشورایش چنین است:

گــل گلــزار رسالــت بوگجــه

شمـردن ایستدی مهلت بوگجــه

باغلانوب سویولی تشنه قالــوب

عتــرت شـــاه ولایت بوگجــه

شهــد الــر آدینــا کلک قضــا

یازدی فرمان شهادت بوگجـه... [11]

از ویژگی‌های بارز اجتماعی مردان متدین شرکت در امور خیر و دستگیری از محرومان و افتادگان بوده و هست. حاج رضا از تجار خیر و میهن‌دوست و شریف بود که در امور خیر اجتماعی شرکت می‌جست. چنان‌که در قطحی سال 1316 هجری قمری در تبریز او اقدام به تشکیل انجمن مرکب از افراد خیّر تحت عنوان «اعانه ملی» نمود. این انجمن از ثروتمندان شهر پول جمع‌آوری می‌کرد. باری تأمین گندم و آرد در اختیار مردم فقیر و مستمند قرار می‌داد. [12]

صراف در امور خیر فرهنگی به میزان توانایی خویش دخیل بود و به مدارس تبریز کمک قابل توجهی می‌کرد، از جمله در تأسیس مدرسه نوبر که به مدیریت «میرزا حسن واعظ» تشکیل شد یکی از اشخاصی بود که 20 تومان- آن روز که مبلغ هنگفتی بود- کمک کرده و تعهد پرداخت هر ساله این مقدار پول را نموده است. [13]

او به اقتضای شغل خود سفرهای متعددی به تهران، باکو، استانبول داشت و در اواخر عمر خود بانکداری می‌کرد و در تهران ساکن بود. این ایام مصادف با دوران شور و التهاب عدالتخواهی مردم ایران بود. صراف تبریزی در این برهه با سرودن اشعار اجتماعی و انقلابی در این نهضت که بعداً به مشروطیت تغییر نام داد شرکت کرد. از جمله اشعار جالب وی مستزادی است که همزمان با تحصن اهالی تبریز در کنسولگری انگلیس سروده:

 

...ای ملت اسلام اویان وقت سحـری، گــور بیــر نه خبــردی

بسدور بو قدر یاتما چو رور سن، نه خبردی دور وقت سحردی

غافل دو شوبن دینــوی دنیــا یه ساتوبسان

یوز ایـدی یاتوبسـان

بسدور گوزون آچ سنـده کسالت نقـدردی

دور وقت سحــردی

تا پدیر سنی همسایه لرون، دور ما، دییریات

کئچمیش اولا هیهات

بو دورده هر کیمسـه یاتـا قـانی هــدردی

دور وقت سحــردی [14]

این مستزاد صراف تداعی‌گر شعر معروف «از خواب گران خیز» اقبال لاهوری است.* هر چند تأثیرپذیری صراف از اقبال یا بالعکس امری محال نیست لیکن این‌گونه گفتمان وجه اشتراک و نقطه اتفاق اندیشمندان مسلمان دردآشنای اسلامی است. چنان‌که میرزا عالی‌اکبر صابر صاحب «هوپ هوپ نامه» (1329- 1278 هـ ق) با لحنی کنایه‌آمیزی مردم را مخاطب می‌سازد که:

ترپنمه آمــان دور غفلت دن آیلمــا

آچما گوزونی خواب جهالندن آیلما

لای لای بــــالا لای لای

یــــات قــــال دالا لای لای [15]

سرانجام صراف تبریزی پس از عمری نیک‌نامی در تاریخ هفدهم ربیع‌الاول 1325 هجری قمری، حدود نُه ماه بعد از صدور فرمان مشروطیت چشم از جهان فروبست. شعرا و نویسندگان آذربایجان از جمله مرحوم حاج محمّد نخجوانی، سالک تبریزی، طاهرزاده بهزاد، محمدعلی صفوت برای وی ماده تاریخ سروده‌اند. [16]

دیوان اشعار صراف شیرین‌سخن شش ماه پس از وفاتش توسط فرزندانش تنظیم و در تبریز به چاپ رسید از سال 1325 هـ ش تاکنون دیوان صراف که شامل غزلیات ترکی غزلیات فارسی و مراثی دلنشین ترکی آذربایجانی است بارها به چاپ رسیده است. حُسن ختام این قسمت بیت اول نوحه‌ای زیبا از صراف را می‌خوانیم:

سالوب قارداش منی عشقون بلایه

گهی شامه چکــر گــه کربلایــه

 

سیری در مثنوی تذهیب اخلاق

حاج رضا صراف شاعر شوریده حسینی تبریز (ولادت 1270- وفات 1325 هـ ق) به غیر از کلیات اشعار (شامل نوحه‌های سوزناک، غزلیات فارسی و ترکی آذری) مثنوی به نام «تذهیب‌الاخلاق و قضیه نادره فی‌الافاق»* دارد. متأسفانه در شرح‌حالی که آقای صمد سرداری‌نیا از صراف تبریزی نوشته هیچ اشاره‌ای به این مثنوی نکرده است. خدا کند این غفلت، آگاهانه نبوده باشد.

از این اثر صراف تبریزی در منابع و مصادر زیر سخن رفته است:

1-    در قدیمی‌ترین منبع روزنامه انجمن ایالتی آذربایجان که در روزگار مؤلف در تبریز چاپ می‌شده است، مطلب چاپ شده چنین است:

«(اعلان) کتاب تهذیب‌الاخلاق که واقعات سفارتخانه انگلیس و مسافرت علمای طهران به قم مُنظماً در آن درج شده در تبریز به طبع رسیده و در سرای میرزا مهدی در حجره کربلایی میرزا آقا به فروش می‌رسد». [17]

 

2-    - خانم منصوره رفیعی هم که بر اساس همین نشریه پژوهشی تحت عنوان «انجمن (ارگان انجمن ایالتی آذربایجان)» انجام داده است. [18]

/ 0 نظر / 14 بازدید